همشهری آنلاین_سحر جعفریان: میانه جنگ تحمیلی سوم است؛ حوالی ظهر. بعد از غرش چند جنگنده و انفجار شماری موشک، سقف خانهای (طبقه آخر یک آپارتمان ۵ طبقه) در محدوه شرق پایتخت شکافته میشود و از میانش شیای سنگین به داخل سقوط میکند. خاک و دودی غلیظ در هوا میپیچد. آن شی سنگین که مهمان ناخوانده شده، موشک کروز تاماهاوک است. رادارگریز ۶۰۰ کیلوگرمی که حالا وسط اتاق خواب درهم ریخته ساکنان خانه افتاده یا که شاید به خواب رفته...زوج جوان (ساکنان خانه) وحشتزده، کروز رادارگریز را از جایی که پرت شده و پناه گرفتهاند، میپایند. دقایق، نفسگیرند و کِشدار و زن و مرد جوان در شوک برخورد خیلی خیلی نزدیک با جنگی که پیشتر فقط صدا و تصویری دور از آن داشتند، خشکشان زده...در یک قدمی موشک، زندهاند و این را از عرق سردی که به پیشانیشان نشسته و یا شنیدن صدای آژیر خودروهای امدادی و امدادگرانی که پی آنها پله پله تا طبقه پنجم بالا میآیند، میفهمند. کمی بعد از امدادگران، نیروهای «ایاُدی» یا همان اکیپ «خنثیسازی وسایل انفجاری دستساز» از راه میرسند. دورتادور ساختمان تا شعاع چند ۱۰ متری نوار زرد رنگ «ورود ممنوع» کشیده میشود و این زمانیست که همسایگان شستشان از سقوط موشکی عملنکرده، خبردار میشود. تاکنون بیش از هزار عملیات کوچک و بزرگ در راستای خنثیسازی و انهدام کنترل شده مهمات باقی مانده از جنگ تحمیلی سوم انجام شدهاست.

منهدسان موشک، مرگ را منهدم میکنند
مهندس مواد انفجاریاند و سر و کارشان با بمب و موشک و مهماتیست که اغلب از دستور انفجار سرپیچی کرده و میکنند. متخصصان تسلیحات جنگی در رشتههای گوناگون هوافضا درس خوانده و دورههای سخت طراحی، ساخت، شناسایی، ایمنسازی، تخریب و تجزیه انواع جنگافزارهای انفجاری را گذراندهاند تا در نهایت بتوانند به خدمت واحدهای «خنثیسازی وسایل انفجاری دستساز» در نیروهای مختلف نظامی درآیند. اسم و رسم آنها که با عنوان تکنیسین مواد انفجاری نیز شناخته میشوند از زمان جنگ ۱۲روزه و ماجرای خنثیسازی ۲ موشک عملنکرده زندان اوین، بر سر زبانها افتاد و توجه افراد بسیاری از اقشار جامعه به اخبار انهدامهای کنترلشده مهمات جنگی جلب شد. همان وقت که مردم در خانه، مغازه، تاکسی و اتوبوس، سر کوچه و بازار و محل کار خود به زبان ساده حرف از عیب و ایراد فیوزهای انفجاری، سرِ کَج کلاهکها، مخزن سوراخ سوخت، آلیاژ بیکیفیت بدنه، موقعیتیاب خراب و هزار نقص احتمالی دیگر میزدند، متخصصان خنثیسازی، پنجه در پنجه جنگ انداخته و مرگ را به بیرون از شهر، جایی امن میبردند.

موشکهای سرپیچ؛ از دل بازار تا پای کوه
واحدهای خنثیسازی مهمات در روزهای جنگ تحمیلی سوم و بعد از آن تا به امروز پر کار بوده و هستند. بنا به گفته سردار منتظرالمهدی، سخنگوی فراجا، متخصصان چک و خنثیسازی نیروی انتظامی از ابتدای جنگ تحمیلی سوم در هزار و ۵۰۰ موقعیت انفجاری حضور داشته و خنثیسازی، انتقال ایمن و انهدام ۱۸۵ فروند موشک در مناطق شهری و روستایی را به سرانجام رساندهاند. این موشکها شامل فوقسنگینهای هوایی، بمبهای کوچک، کروز و پهپادهایی بوده که از بازار پایتخت، زیر پل هوایی حکیمیه محدوده اداره برق، حیاط خانهای حوالی خیابان شهدا، بیمارستان فاطمهزهرا (س) تا دشتهای ورامین و دامنه کوههای صعبالعبور سنندج، زمینگیر شده بودند.
سیر صعودی انهدامهای کنترل شده
تعدادشان کم نیست؛ تعداد بمبها و موشکهایی که معیوب بوده و در جریان جنگ ۴۰ روزه عمل نکردهاند. تعدادی افزون بر آن ۳۰۰ بمب و موشک کروز و جیبییو که در ۲۰ روز نخست جنگ تحمیلی سوم کشف و خنثیسازی شده بودند. حالا فقط در استان زنجان بنا بر اطلاعیه روابط عمومی سپاه انصارالمهدی (عج) این استان، بیش از ۹ هزار و ۵۰۰ بمبلت (بمبهای کوچک هوایی) و بمب و موشک شناسایی و منهدم شدهاند. از بمبلت (بمبهای کوچک هوایی)، راکتهای جنگی، موشکهای سنگرشکن، کروزهای بردبلند تا بمبهای خوشهای و مینهای کوتاهبرد. ۱۴ متخصص از گردانهای چک و خنثی نیروی سپاه پاسداران استان زنجان طی عملیات خنثیسازی مهمات خوشهای و بمبهای کنسروی در یکی از روستاهای زنجان به شهادت رسیدند.

سربازان، مشغول چک و خنثیسازیاند
از فراخوانده شدن با بیسیم تا حاضر به یراق بودن در محل موردنظر، خیلی طول نمیکشد. این را فرمانده یکی از تیمهای «خنثیسازی وسایل انفجاری دستساز» نیروی انتظامی میگوید که به تازگی ویدیویی از فعالیت دشوار و حساس آنها در موقعیت خطرناکِ شناسایی و خنثیسازی یک موشک، پربازدید شده است.
با تجهیزاتی پیشرفته که مشابه وسایل نقشآفرینی بازیگران مشهور در فیلمهای ژانر اکشن-نظامی است در محل سقوط موشک آمادهاند. فرمانده که جناب سرهنگ خطابش میکنند، توصیههای آخر را به گوش نیروها میخواند: «حواستون رو کاملا جمع کنید، یه اشتباه میتونه اشتباه آخر باشه...اول من میرم تا با دستگاه موقعیتیاب، جای دقیق موشک رو پیدا کنم...». ساعتی میگذرد و صدای هشدار از دستگاه موقعیتیاب بلند میشود. زیر خروارها آجر و خاک و سیمان، موشک پنهان است و این همان موقعیت سخت است. با توجه به عمیقی که دستگاه موقعیتیاب نشان میدهد، آواربرداری انجام میشود؛ ابتدا با بیل مکانیکی و بعد با بیلهای دستی. سیگنالهای موقعیتیاب تندتر و بلندتر شنیده میشود؛ پس به موشک نزدیکتر شدهاند. حالا فرمانده، جمله «احتیاط کن» و یا «آرومتر» را بیشتر میگوید. چند مُشت خاک، فاصله مانده؛ دستکشهای مخصوص دست میکنند و آهسته خاکها را کنار میزنند. دوباره صدای فرمانده میآید: «هیچ ضرب و ضربهای نزنید...». موشک در گودالی به عمق تقریبی ۱۰ متر نمایان میشود و شمار نیروهایی که لباسشان یکشکل و تیره است در اطراف گودال، بالا میرود.
فرمانده دستی میتکاند و از نیروهای شجاعش تشکر میکند: «حالا دیگه نوبت بچههای مهندسی معکوسه که توی ساختار موشک، یه کم موشکافی کنن...». واحد ترابری در ادامه عملیات وارد میدان میشوند و امکاناتی ایمن برای حمل موشک عملنکرده فراهم میکند.
نظر شما